کیانوش رضایی

 
پرورش ذهن برای موفقیت
نویسنده : کیانوش رضایی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦
 

در این مقاله تمرینهایی ارائه می شود که اگر آنها را فرا گرفته  روزانه به کار گیرید، شخص خوش بین و مثبتی خواهید بود. هر چه بیشتر در این راهها تأمل کنید احساس بهتری خواهید داشت و هر چه بیشتر تمرین کنید سریعتر و راحتتر عمل خواهید کرد. و به موفقیت نزدیکتر می شوید.

1_ درباره آینده فکر کنید.

اولین و مهمترین تمرینی که می توانید داشته باشید، جهت یابی برای آینده است تا بیشتر درباره آینده تان بدانید. این یکی از معمولترین صفات رهبران و انسانهای موفق است خصوصاً مردان و زنانی که در کار, اجتماع یا زندگی شخصی مسئولیت بزرگ یا موقعیت خاصی دارند.

نتایج تحقیقات بر روی  3300  رهبر مشخص شد که آینده نگری یکی از صفات مشترک در آنها بوده است. رهبران دید بهتری از آینده برای خود, خانواده و تشکیلاتشان دارند. انها در قله پیشرفت خود آینده ایده آلی را می بینند. پس تلاش می کنند تا آن آینده ایده آل را به یک واقعیت در حال و گذشته خود تبدیل کند. رهبران موفق بیشترین زمان خود را به اندیشه درباره آینده اختصاص می دهند. مردم اینده نگر می اندیشند که به کجا  می روند و آن را با موقعیت کنونی مقایسه می کنند. همچنین به این فکر می کنند که در آینده چه تغییراتی باید و چه تغییراتی نباید صورت گیرد.

متأسفانه شاید کمتر از 10 درصد از مردم آینده نگرند. اکثر مردم به یکی از این موارد متمایلند: لذت آنی, گذران روز و شب یا در مورد گذشته و اینکه چه اتفاقی افتاده است.

چگونه می توانید بگویید آیا شخص آینده نگری هستید یا نه؟ ساده است! با مطرح کردن این سؤال از دیگران و حتی از خودتان که زندگی شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود.

مردم آینده نگر یک پاسخ فوری برای این سؤال دارند. آنها می توانند بگویند در 5 سال آینده چه می خواهند و چه کاری می خواهند انجام دهند. آنها تصاویر ذهنی روشنی از کاری که می خواهند انجام دهند، درآمد،  خانواده، نوع زندگی، سلامتی و سطح موفقیت در سالهای پیش رو دارند.

مردم عادی بندرت به جزئیات آینده فکر می کنند و آینده آنها تیره و مبهم است. اغلب اگر از آنها بخواهید اهداف خود را شرح دهند، رنجور می شوند.

در این رابطه، نظم و ترتیب بسیار مهم است. مردم موفق تصور واضحی از اینکه که هستند، چه می خواهند و قصد بدست آوردن آن چه را می خواهند، دارند. اما مردم ناموفق همواره سردرگم و بی اطمینان درباره آینده و اینکه که هستند و چه می خواهند و قصد رفتن به کجا دارند.

برای تمرین اینگونه عمل کنید:

در کمال مطلوب پیوسته نتایج یا راه حلی برای هر مسئله در زندگی تصور کنید. در اینجا برای سه تا پنج سال آینده یا حتی بیشتر برنامه ریزی می کنید و این باعث می شود. یک تصویر ذهنی از نوع زندگی و دوره زندگی خود در هر مقامی که هستید، بسازید.

به فکر خود اجازه دهید آزاد و شناور باشد.  لحظاتی را تصور کنید که هیچ محدودیتی ندارید. تصور کنید که شما همه علوم و تجربه لازم برای کار را دارید. تصور کنید پول زیاد و هر آنچه را میخواهید بدست خواهید آورد. اگر در تصورات خود باور کنید که می توانید در دنیای واقعی آزادانه رویای خود را  به حقیقت تبدیل می کنید.

یک لیست خیالی بسازید. در این لیست هر آنچه را که می خواهید زندگی شما در آینده باشد، اهداف و راههای رسیدن به آن را بنویسید.

اگر ازدواج کرده اید اجازه دهید همسر شما لیست خیالی را تکمیل کند.

آینده ای برای خود بسازید که در آن سریعتر به تصاویر ساخته ذهن خود می رسید. اگر چه شما نمی توانید با موانعی که هست رو به رو شوید.

2ــ یک دید 5 ساله بیافرینید.

اهداف را بنویسید و آنها را اولویت بندی کنید.

برای تنظیم یک استراتژی که شما را به اهداف می رساند از پرسشهایی که با «چگونه» شروع می شود، استفاده کنید.

استفاده منظم از کلمه چگونه مانند پله ای شتابدهنده از ذهن شما است که موتور استعداد شخص شما را زنده می کند. بهترین دستاورد از فکر کردن به آینده این است که چگونه می توانید هدفهای آینده را در واقعیتهای کنونی پیاده کنید. و شما نسبت به خود خوش بین تر و مثبت تر  خواهید شد. شما انرژی و اشتیاق بیشتری را تجربه می کنید. با جرأت بیشتری ارتباط برقرار می کنید ارتباط بزرگتر و سودمندتر.

3ــ هر روز خود را تست کنید.

هر بخش زندگی یک آزمایش است.انسان همیشه با فراز و نشیب  زندگی و اتفاقات غیر منتظره در حال امتحان است. راه و روشی که نسبت به  دنیای اطراف واکنش نشان می دهید. مانند امتحان دادن است. شاید بزرگترین امتحان سنجش توانایی برای فکر و گفتگو درباره آینده است و صرف بیشترین زمان درباره آنچه می خواهید انجام دهید و جایی که می روید. این فکر بایستی نقطه مرکزی افکارتان باشد.

4ــ درباره اهداف خود فکر کنید.

مردم موفق بیشترین زمان خود را به تفکر درباره اهدافشان و اینکه چگونه می توانند آنرا بدست آورند، صرف می کنند. مردم ناموفق زمان زیادی را  در مشکلات و انتقاد از زمان و نالیدن به بخت می گذرانند.

جهت یابی درست برای آینده با دید  طولانی مدت امکانپذیر است. گاه جهت یابی آنقدر دقیق است که آشکارا آنرا لمس می کنید. مردم بی هدف مثل کسانی اند که  مجازات آنها کار کردن است. آن هم برای مردمی که به دنبال اهدافشان هستند.

کلید تنظیم کردن اهداف این است که آنها را بر روی کاغذ بیاورید. مردان و زنان موفق با یک خوکار در دستشان فکر می کنند. و قبل از آنکه اهداف را با چشم ببینید به آنها شکل می دهید . اهداف قابل لمس و بهم پیوسته و موضوعی برای کاربری مثبت و مشخص می شود. نوشتن اهداف ذهن مثبت شما را فعال می کند و به شما انرژی می دهد همچنین توانایی های شما را بالقوه می کند.

یکبار پروژه را کنترل و تمرین می کنید آنوقت قادر خواهید بود تا گام بردارید و پیشرفت کنید. طوری که ممکن است در دو سال و حتی در ده سال گذشته چنین پیشرفتی نداشته باشید.

7 گام برای تنظیم اهداف

  1. تصمیم بگیرید واقعاً در زندگی چه می خواهید بدست آورید. اکثر مردم این عمل ضروری را انجام نمی دهند.

  2. آنچه می خواهید به طور واضح و مشخص بنویسید. آنرا قابل اندازه گیری سازید. هدفی را که ننویسید یک نقشه خیالی است و انرژی به دنبال آن وجود ندارد.

  3. یک فرجه برای اهداف خود تنظیم کنید. ذهن ناخودآگاه شما روی هدفهای مشخص هر لحظه پیشرفت می کند.

  4. یک لیست از آنچه که می خواهید بدست آورید تهیه کنید. به لیست خود هر چیزی از وظایف جدید و فعالیتهای نو که می خواهید اضافه کنید لیست خود را تا هنگامیکه کامل شود نگه دارید.

  5. لیست خود را در یک نقشه سازمان دهید که شما چه نیاز دارید تا ابتدا انجام دهید و چه چیزی بعداً تصمیم بگیریدکه چه و چگونه باید انجام دهید، نقشه را اصلاح کنید تا کامل شود.

  6. با نقشه عمل کنید. هر چیزی را انجام دهید، نه هر چیز را، اما شروع کنید. شگفت انگیز است که چه تعدادی از مردم شکست می خورند زیرا آنها بدوون نقشه کار کرده اند.

  7. تصمیم بگیرید هر روز چه کاری انجام دهید که شما را به هدف نزدیکتر کند. این نظم و ترتیب در عمل است که شما را قادر می سازد هر روز  مقدار حرکتتان را بهبود بخشید. عمل روزانه انگیزه شما را افزایش می دهد و به شما انرژی می دهد. این نیت، عمل روزانه، می تواند در اطراف زندگی شما بچرخد. یکبار که شما تصمیم بگیرید و هدفهایتان را بنویسید، در همه اوقات صبح، ظهر و شب به آنها فکر می کنید. و تنها سؤالی که می پرسید این است که چگونه می توانید آنها را بدست آورید.

5ــ سر سپردن به انجام امری و برتری طلبی

سومین حالت برای موفقیت گرایش به برتری است. مردم موفق در آنچه که انجام می دهند خیلی خوب هستند شما باید همیشه در انجام کارهایتان خیلی خوب  باشید. مهم نیست چقدر کوشش و فداکاری لازم است و مهم نیست چقدر زمان می گیرد. شما بایستی بلند شوید، مسئولیت بپذیرید و خودتان را سرویس دهید. اگر می خواهید مسیری از زندگی را شروع کنید. در ابتدا لازم است در زندگی کمک کنید. یک تصمیم بگیرید تا در آنچه که انجام می دهید عالی باشید و سپس آنرا در مسیر زندگی بدست آورید. دوم در این مسیر توقف کنید، یک تصویر وابسته به موقعیت در پیشرفت شخصی بسازید و سپس برگردید و فیلم خود را تماشا کنید. مسیر اصلی را پیدا کنید و در آن باقی بمانید. یک قدم از دیگران جلوتر گام بردارید. چیزهای جدید در هر روز یاد بگیرید و تمرین کنید. به سمت جلو حرکت کنید هیچ جنبشی را از دست ندهید خبر خوب اینکه مسبر زندگی هرگز بسته نمی شود آن 24 ساعته باز است.

هر کسی می تواند آنچه بیشتر مهم است بدست اورد. خواسته خود را به عنوان هدف قرار دهید آنرا بنویسید یک نقشه بسازید و روی آن هر روز کار کنید یک هفته، یک ماه، یک سال از حالا شما به اطراف آن نگاه خواهید کرد و مطمئن باشید از پیشرفتی که در طول زندگی خود می کنید متعجب می شوید.

6ــ در نتایج متمرکز شوید

 شما نیاز دارید تا خوش بینی خود را افزایش دهید. مردم موفق پیوسته به اهدافی که چشم انتظار هستند فکر می کنند می نویسند و طراحی می کنند.

جهت یابی اهداف قسمت بحرانی از نقطه کانونی فرایند است. در جهت یابی نتایج شما لیستی از هر آنچه که باید انجام دهید تهیه می کنید قبل از اینکه شروع کنید شما لیست خود را اولویت بندی می کنید.

مهمترین چیزی که می توانید انجام دهید انتخاب کنید و سپس تمرکز کنید. در انجام یک عمل پشتکار داشته باشید بدون تفریح و حواس پرتی، تا آن کار کامل شود. در اینجا سوالاتی مطرح  شده است که پاسخ به آنها جهت یابی برای رسیدن به اهداف را مشخص می کند.

  1. با ارزشترین فعالیتهای من چیست؟ چه چیزهایی هستند که انجام می دهید و به ارزش بیشتر کارهای شما  کمک می کند؟ اگر مطمئن نیستید، یک لیست از همه فعالیتها و وظایف بنویسید و برجستگی آنها را مشخص کنید. آنها را به طور واضح با همکارتان مطرح کنید.

  2. نتایج کلیدی من چه هستند؟ نتایجی که بی تردید باید بدست آورید چه هستند؟ یک روش عالی برای اینکه وظایفتان را انجام دهید و کارتان را به نحو عالی انجام دهید.

  3. چه می توانم انجام دهم تا یک دگرگونی در کار من باشد؟ این وظیفه ای است که خود باید انجام دهید. هیچکس قادر به انجام آن نیست.

  4. چگونه از زمان بیشترین استفاده را ببرم؟ این سؤالی است که باید در هر ساعت از روز از خود بپرسید و پرسیدن و پاسخ دادن به این سؤال کلیدی برای به نقطه اوج رسیدن است.

7ــ تمرکز درباره راه حلها

 فلسفه خوش بینی و عملکرد بالا که در قسمتهای قبلی درمورد آن صحبت کردیم برای ساختن رویاهاست. در این مرحله درباره راه حلی برای مشکلات فکر می کنید. شما فکر می کنید چه می توانید انجام دهید و چگونه مشکلات حل می شوند بجای اینکه در انتظار اتفاقات آینده باشید و یا بدنبال کسی که قابل سرزنش است، بگردید!

مردم ناموفق بیشتر درباره مشکلات صحبت می کنند. اما فکر کردن درباره مشکلات سبب می شود خیلی منفی، عصبانی و بدبین شوید. و فکر کردن درباره راه حل ها سبب خوش بینی، خلاقیت و مثبت اندیشی می شود.

زندگی از توالی مشکلات تشکیل شده، آنها پایان نمی پذیرند. آنها مشابه موجهای اقیانوس هستند، یکی پس از دیگری. اگر شما نرمال زندگی می کنید، امروزه زندگی شما مشغول است، شما احتمالاً یک بحرانی از انواع گوناگون مشکلات را هر دو یا سه ماه خواهید داشت. توانایی شما برای حل مشکلات بزرگ موفقیت شما را تعیین می کند. مهم نیست چه شغلی دارید می توانید این عبارت را قیچی کنید و بنویسید «حلال مشکلات» اینکه شما چه کسی هستید و در طول روز چه انجام می دهید  تنها سؤال این است که چقدر در حل کردن مشکلات خوب پیش می روید؟

مردم خیلی موفق مشکلات بزرگ را حل می کنند و مردم ناموفق مشکلات کوچک را حل می کنند. راه حلال مشکلات شدن اینست که فکر کنید و درباره راه حلهای ممکن در بیشتر اوقات صحبت کنید. شما باید از خود بپرسید راه حل مشکل چیست؟ چه باید اکنون انجام دهید؟ مرحله بعدی چیست؟ چگونه ما این مشکل را حل کنیم؟ چقدر اثر مخرب آنرا محدود کنیم؟ چگونه می توانیم از اتفاقات دوباره مانع شویم؟

8ــ وقف کردن خودتان برای یادگیری در تمام عمر

یک مثل غربی هست که می  گوید: «زندگی شما بهتر می شود، تنها هنگامیکه شما بهتر شوید.» مردم متمایل به نتیجه جهتیابی، مشتاق برای یادگیری و ایده های جدید تمرین می کنند، تکنیکها روشها و استراتژی. آنها برای اطلاعات جدید عجله دارند. شما ظرفیت زیادی دارید و در بیشتر زمینه ها عالی می شوید. ذهن شما مانند یک ماهیچه است. اگر از آن استفاده نکنید آنرا از دست می دهید. در قرن 21 آینده متعلق به کسانی است که در همه چیز طلاحیت دارند. و متعلق به مردمی است که خیلی خوب کار انجام می دهند.

برای بیشتر بدست آوردن باید بیشتر یاد بگیرید. باید ارزش خود را افزایش دهید. باید ظرفیت خود را برای بهتر شدن افزایش دهید. در حال خواستن باشید هر روز چه می توانم انجام دهم برای اینکه ارزش من بیشتر شود. اینجا  تمرینی ارائه می شود که می تواند شما را به سمت قله حرکت دهد و شما را در آنچه برایتان مهم است موفق سازد.

کنار گذاردن 3 درصد از درآمد برای افزایش قابلیتهای شما کافیست. این 3 درصد معجزه آساست. هر تومان که برای یادگیری و بهتر شدن می پردازید، چند برابر آن به درآمد شما افزوده می شود. این فرمول ساده ای است که موفقیت مادام العمر را به هراه دارد و می تواند شما را غنی سازد.

شما بیشترین ارزش دارائی تان هستید. توانایی شما به خوب فکر کردن، عمل کردن، کمیت و کیفیت علم و ایده های در دسترس وابسته است. باید دائماً ذهن تان را تغذیه کنید. برای افزایش بیشتر استعدادهایتان باید توانائیهایتان را به روز کنید.

3 کلید برای پرورش جهتیابی وجود دارد. اول یک ساعت یا بیشتر درباره رشته کاری خود مطالعه کنید. دوم از پخش اتومبیل یا واکمن در هنگام رانندگی یا در هنگامی که به جایی می روید و یا در موقع ورزش، گوش دهید. از این آموزش هنگام رانندگی  معادل  حضور در دانشگاه را بدست می آورید. سوم به هر نیروی مفید و سمیناری که می توانید پیدا کنید توجه کنید حتی اگر پول زیادی بپردازید یا مساحت طولانی را طی کنید.

9ــ ده سال زودتر از موعد بازنشستگی استراحت کنید.

دندانسازی را می شناختم که برای شرکت در یک کنفرانس که در هنگ کنگ اجرا می شد، پول زیادی پرداخت. در یکی از جلسات او تکنیکی از فن دندانسازی را یاد گرفت. بعد از آن سمینار، او آن فن را در مورد دندانهای بیماران اجرا کرد و خیلی زود بعنوان متخصص این فن مشهور شد. بیماران زیادی از مسافتهای دور برای معالجه به وی مراجعه می کردند. 5 سال بعد وی تکنیک خود را فروخت و به عنوان یک میلیونر در 51 سالگی بازنشست شد.

او هرگز بعد از آن کار نکرد. در یک خانه زیبا، مشرف به اقیانوس زندگی می کرد و از یک زندگی شگفت انگیز لذت می برد. او به من گفت که این روش عملی موفق، مرا به یک دندانپزشک موفق از نسل خودم تبدیل کرد. اگر شما خودتان و آینده تان را باور دارید در رابطه با توانائیهایتان سرمایه گذاری خواهید کرد. هر چقدر بیشتر سرمایه گذاری کنید بیشتر خودتان را باور خواهید کرد. موضوعات مهمی را که می توانید، یاد بگیرید تا به خود کمک کنید و هدفهای مهمی که هر روز به آنها فکر می کنید را بدست آورید. مجهول «X» را در زمینه تخصصی از علم یا مهارت خود قرار دهید، درباره آن فکر کنید و هر روز مطالعه کنید. روی علم خودتان به طور ویژه و تخصصی کار کنید، روی خودتان کار کنید مثل اینکه همه آینده شما وابسته به آن است.

10ــ اکنون آن را انجام دهید.

دهمین خصوصیت از مردم موفق اقدام  است. امروز تصمیم بگیرید احساسی از ضرورت عمل را در خود تقویت کنید. امروزه همه بی صبر و باعجله هستند. به همین دلیل اغلب مردم سرعت را با کیفیت برابر می دانند. اگر شما سریع عمل کنید آنهایی که نیاز و خواسته ای از شما دارند به طور خودکار فرض می کنند که کار شما دارای ارزش بیشتری نسبت به کسی است که آهسته کار می کند.

 حرکت سریعتر شما باعث می شود تجربیات بیشتری بدست آورید. تجربیات بیشتر باعث می شود سریعتر یاد بگیرید، بهتر شوید و در انجام کارهایتان ترقی کنید. هر چه سریعتر حرکت کنید اعتماد به نفس شما بیشتر می شود. وقتی با احترام به خود و سربلندی شخصی سریعتر حرکت کنید، محبوبیت، ارزش و احترام شما در میان مردم اطراف سریعاً افزایش می یابد.

مردم موفق درباره آینده ایده آل فکر می کنند و تصور می کنند کمال مطلوب آنها، این خواهد بود. پس برای پیوستن رؤیا به واقعیت تلاش می کنند. در نهایت اقدام به عمل در کار و زندگی می کنند و فوراً انجام وظایف خود را شروع می کنند.

آنرا اکنون انجام دهید! اکنون انجام دهید.


 
comment نظرات ()